
ده هزار انسان در زمین باقیمانده و مجبور شدهاند که به علت هوای سمی کره زمین، در سیلوهای غولپیکر زیرزمینی که عمقی به میزان صدها طبقه دارند، زندگی کنند. در این مکانها مردم در جامعهای زندگی میکنند که پر از آئیننامههای نوشته شده برای محافظت از آنها میباشد اما هیچکس نمیداند که چرا و چه زمانی این سیلوها ساخته شدهاند.
ژولیت در سیلویی که سالها پیش به وسیله جنگ ویران شده پناه مییابد و فکر میکند تنهاست.
در سیلو ۱۸، شوک و بیثباتی پس از انجام کاری که هیچکس قبلاً انجام نداده، بر جامعه حاکم میشود.
برنارد برای کمک به قاضی میدوز روی میآورد. بیلینگز شروع به شک میکند که آیا به او دروغ گفته میشود. ژولیت سرانجام مرد داخل گاوصندوق را ملاقات میکند.
ژولیت برای بهدست آوردن یک لباس ویژه به سفری خطرناک میرود تا بتواند به خانه بازگردد و سیلوی خود را نجات دهد. بخش مکانیک جلسهای با قاضی میدوز برنامهریزی میکند.
سیمز خود را در موقعیت جدیدی مییابد. ژولیت متوجه میشود که سولو صادق نیست. برنارد و لوکاس به کشفی مهم دست پیدا میکنند.
برنارد برای شناسایی ناکس، شرلی و واکر نقشهای اجرا میکند. بیلینگز موضع خود را مشخص میکند. سولو جان ژولیت را نجات میدهد و در عوض چیزی میخواهد.
لوکاس مأموریتی دریافت میکند. مکانیک پیامی قدرتمند میفرستد. ژولیت سفری خطرناک به اعماق را آغاز میکند و با خطری جدید روبهرو میشود.
ژولیت متوجه میشود اتفاقی برای سولو افتاده است. برنارد پیشنهادی به واکر میدهد. لوکاس با نوادگان سالوادور کویین دیدار میکند.
ایمان بیلینگز متزلزل میشود. لوکاس به اعماق پایین میرود. ناکس خائن را شناسایی میکند. جولیت حقیقتی درباره گذشته سولو کشف میکند.
شورشیان دست به کار میشوند—و جولیت نیز همینطور.

۲۳ دی ۱۴۰۴
masoud
عالی هست